هیرون

بلاگ سید وحید حسینی

خودگویه، تک گویی یا مونولوگ یکی از شگردهای ادبیات داستانی و هنرهای نمایشی است که در آن شخصیت داستان یا گوینده، شعر، خطابه ، داستان یا وصف و درد دلی را به تنهایی، خطاب به خود یا بینندگان و شنوندگان، عرضه می کند و در برابر دیالوگ قرار می گیرد.

بنا دارم در پست هایی با برچسب #خودگویه، برخی از افکار سرگردانم را به رشته تحریر درآورم تا شاید بتوانم به درک بهتری از آنها دست یابم.

آدم ها هروقت عزیزی را از دست می دهند، با جمله هایی مانند “راحت شد!” یا “الآن جای بهتریست!” و یا وعده دیدار در جهانی دیگر، سعی می کنند خود یا دیگران را آرام کنند. اما این جمله ها، هیچ آرامشی را برایمان به ارمغان نمی آورد. برای من که چنین بود. انگار ته دلمان می دانیم که این آخر ماجراست و درواقع، مرحله بعدی درکار نخواهد بود. درواقع این جبر زمان است که به ما می قبولاند که راهی جز این نیست و کاری از دستمان بر نمی آید. اما باورش برایمان سخت است، چون فکر می کنیم که این خیلی ناعادلانه است! این همه تلاش و کوشش و دوندگی؛ و یکباره همه چیز تمام می شود. پس ما پاداش تلاش ها، سختی ها و تاول های کف پاهایمان را چه موقع و از چه کسی بگیریم؟ پس آن همه ریاضت برای چه بود...؟ نه! این اصلا خوب نیست! منطقی نیست! با عقل جور در نمی آید...! کدام منطق؟ کدام عقل؟ منطقی که ما را وادار به ادامه می کند، بی آنکه تضمینی برای پاداش داشته باشد؟ یا عقلی که می گوید چون این زندگی بی هدف و ناعادلانه را دوست نداریم؛ پس حتما جای بهتری وجود دارد؟ نه...

بیشتر بخوانید...

#پیکسلفد(#Pixelfed) نام یک نرم افزار تحت وب است که برای ایجاد یک سرویس بمنظور اشتراک عکس مورد استفاده قرار می گیرد. اگر بخواهیم مقایسه ای انجام دهیم، پیکسلفد عملکردی مانند #اینستاگرام دارد. حتی ظاهر آن نیز شباهت زیادی به اینستاگرام دارد.

یک لوگوی رنگی دایره ای شکل که یک فضای سفید رنگ به شکل حرف پی انگلیسی در مرکز آن است

لوگوی پیکسلفد

ممکن است برایتان پرسشی پیش بیاید که اگر پیکسلفد اینقدر به اینستاگرام شباهت دارد، چرا باید شخصی بخواهد بجای اینستاگرام معروف از آن استفاده کند؟ پاسخی که من برای شما دارم، دیدگاه شخصی من از هر دو نرم افزار اینستاگرام و پیکسلفد است که در ادامه آن را بیان خواهم کرد.

بیشتر بخوانید...

یک روز داشتم عکس های قدیمیم رو مرور می کردم، درواقع یکجور مرور #خاطرات. بعضی از عکس ها چنان حس #دلتنگی رو درونم بر می انگیخت که، توی سینه احساسش می کردم. بعضی هاشون همراه با خوشحالی و بعضی هاشون همراه با غم. غمی که ناشی از نبود اون شور و حال #گذشته بود. امید ها و آرزو هایی که رنگ باختند. دلتنگم شدم؛ دلتنگ روزهای خوبی که گذشت. در این وانفسای نا امیدی دمی خیال آسوده ام آرزوست.

ساحل دریای بوشهر

مکان درون عکس: بندر #بوشهر. ۱۷ اسفند سال ۱۳۸۹.

به نام خداوند بخشنده و مهربان

این روزها بیشتر وقت کاربران عادی اینترنت، صرف پرسه زدن در پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی نظیر #تلگرام و #اینستاگرام می شود. از این رو ممکن است گمان کنید تولید محتوا و نوشتن در بستر هایی نظیر آنها منطقی تر است. اما اشتباه نکنید! از آنجایی که اکثر پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی محیط هایی #انحصاری هستند، برای انتشار و دسترسی به مطالب و محتوای آن، کاربر باید از بستر هایی استفاده کند که ارائه دهنده آن سرویس مشخص می کند. با توجه به شرایط ذکر شده، این مطالب در موتور های جستجویی مانند #گوگل ایندکس نمی شوند و قابل جستجو نیستند. بنابراین مطالبی که در بسترهای اینچنینی منتشر می شوند، هرقدر هم که علمی و مفید باشند؛ نمی توانند بعنوان یک منبع مورد استفاده قرار گیرند. از طرفی به دلیل حجم بالای اطلاعاتی که در این فضاها منتشر می شود و اکثر آنها هم اطلاعات غلط را شامل می شوند، به هیچ عنوان نمی توان به اطلاعات منتشر شده در این فضا ها استناد نمود. اینجاست که نقش اصلی #بلاگ نمایان می شود. یک #بلاگ تمام خواص لازم برای انتشار مطالب مفید و قابل استناد را داراست. برای نمونه:

  • بدون نیاز به برنامه یا محیطی خاص، در دسترس همه قرار دارد.
  • قابل یافت در موتور های جستجو است.
  • به دلیل مشخص بودن نویسنده مطلب، می توان به آن ارجاع داد.
  • قابل اسناد است.
  • و...

با توجه به موارد ذکر شده، داشتن یک #بلاگ مستقل و در دسترس عموم برای تولید کنندگان محتوا و در کل، کسانی که خود را #بلاگر می دانند، امری ضروری است. پس بیایید شروع کنیم...! 😉